
سربند اون چند مصاحبه سال 83 برا صفحات ایرانشهر روزنامه همشهری که با سردبیری پژمان راهبر و مسوولیت دکتر کرمی منتشر می شد ، با ساتیار آشنا شدم. اسمش اون قدر غریبه بود که بلافاصله تو ذهن آدم می موند و البته می تونست شروع خوبی برا یه آشنایی باشه.
بعدها بهتر شناختمش البته از دور. با عکسای خبری ش تو خبرگزاری فارس ، و بعدتر عکس های فیلم "رسم عاشق کشی" خسرو معصومی که اولین عکاسی دیجیتال همزمان با فیلمبرداری تو سینمای ایران بود ( فکر کنم ).
و اون عکس های معروفش از کنسرت سال 85 استاد شجریان و کنسرت های دیگه
بعد تر ها کارهای دیگه ش رو هم می دیدم. حتی عکس های صنعتی و تبلیغاتی ش. و این اواخر هم شاهکاراش از عکاسی تئاتر . کلا ساتیار امامی عکاس فرهنگی و هنری است. یعنی نگاهش بیشتر فرهنگیه و بیشتر با اهالی فرهنگ وادب و هنر حشر و نشر داره.
حتی توی عکس های خبری سیاسی ش هم یک رگه هایی از نگاه های طنز و فرهنگی می شه پیدا کرد.
ساتیار ، اون جوری که من شناختم ، البته دورادور ، خیلی باهوش هم هست البته. به معنی واقعی کلمه.
براش بهترین ها رو آرزو می کنیم. راستی ساتیار بعنی چی؟

وب سایت شخصی ساتیار امامی : http://satyar.ir
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت 22:20  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی
|
دوست جدید فیس بوکی مون جناب علی حکیمی که از هنرمندان عزیز هستند و نوازنده ویولن ، در یکی از پست هاشون تو فیس بوک، بیتی از غزل دلتنگی قیصر رو نوشته بودند که به نظرم یکی از شاهکارهای قیصره. هرچه گشتم نتونستم متن اصلی خودم رو پیداکنم (!) . خب می دونید سر سهل انگاری های خودم و یه سری شیطنت های دیگران 1122 خیلی وقت پیش کلا رفت رو هوا. رو همین حساب مطالبش هم در دسترس نیست.
به هر حال گشتم و گشتم و توی بایگانی روزنامه فرهنگ جنوب ( مورخ 30 آبان 1386 ) همون نوشته رو پیدا کردم.
هر چند در چاپ روزنامه ای آن برخی فاصله گذاری ها رعایت نشده و چند تاغلط املایی هم دارد.
عنوان مطلب : بازخوانی غزل دلتنگی قیصر امین پور ( لینک به صورت PDF باز می شود )
دانلود "بازخوانی غزل دلتنگی قیصر امین پور"
و اما اصل غزل : تقدیم به یاران و وبلاگ نویسان "کپی پیستی" ، شیرین گفتاران بی منبع و مرجع!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 5:10  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی
|
بخش سوم
منوچهر اسماعیلی کیست؟
زمان عکس : اسفند1362 مربوط به روزهای تصویر برداری میرزا کوچک جنگلی . عکس از : یعقوب علیزاده . منبع ویکی پدیای فارسی
مصاحبه ها : مصاحبه با فریدون جیرانی در برنامه دوقدم مانده به صبح شبکه چهارم سیما
گزارس از خبرگزاری ایسنا 25 اردیبهشت 1388كد خبر: 8802-16761
گفتهها و ناگفتههاي منوچهر اسماعيلي ـ پيشكسوت دوبلهي ايران:
توضیح
: فقط بخش هایی که درباره استاد اسماعیلی یا بیان خاطرات است از گزارس
ایسنا انتخاب شده است. ایشان نکاتی هم درباره مشکلات دوبلاژ بیان کردند که
می توانید در منبع خبر مطالعه کنید.
منوچهر
اسماعيلي با گذشت 50 سال حضور فعال در عرصه دوبله ايران، دربارهي
موضوعاتي چون ورود خود به دوبله، وضعيت ترجمهي فيلمها و جذب گويندگان
جديد در برنامهي «دو قدم مانده به صبح» سخن گفت.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 5:31  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی
|
بخش دوم
منوچهر اسماعیلی کیست؟

نام اصلي:
منوچهر
نام خانوادگي
اصلي:
اسماعیلی کرمانشاهی
مصاحبه ها : مصاحبه با ایسنا با "منوچهر اسماعيلي" شخصيتهاي ماندگار سينما را مرور ميكنيم / ١/
با "منوچهر اسماعيلي" شخصيتهاي ماندگار سينما را مرور ميكنيم / ٢/
خاطرات یک عمر با منوچهر اسماعیلی
گفت و گو از مسعود نجفی
سینمای ما - منوچهر
اسماعيلي يكي از صداهاي ماندگار در دوبله فيلم در ايران متولد 8 فروردين
1318 در كرمانشاه است. او به جاي بسياري از بازيگران ايراني و خارجي صحبت
كرده و به تدريج صدايش جزو شخصيت و ويژگيهاي فردي آن بازيگر شده است كه
از جمله آنها ميتوان به "آنتوني كويين"، "گريگوري پيك"، "چارلتن هستن"،
"يول براينر، "ريچارد برتن"، "سيدني پوآتيه"، "پيتر فالك" و
"مارچلوماستروياني" اشاره كرد.
"خاك"،"تنگنا"،"قيصر"،"بلوچ"،"داش
آكل"،"حسن كچل"،"دايره مينا"،"سوته دلان"،"رضاموتوري"،"غزل"،"دايي جان
ناپلئون"،"ضربت"،"خط قرمز"،"هزاردستان"،"تاراج"،"طلسم"،"مادر"،"بايكوت"
،"دستفروش"،"عروسي خوبان"،"پرستار شب"،"سرب"،"مهاجر"،"ردپايي بر
شن"،"بهار"،"باي سيكل ران"،"دزد عروسكها"،"حماسه مجنون"،"سرعت"،"امام
علي(ع)"،"كاراگاه"،"دكل"،"ترن"،"دو خواهر"،"پهلوانان نميميرند" و"ناخدا
خورشيد" ازجمله آثار ايراني هستند كه اسماعيلي در آنها نقش گفته و يا
سرپرستي دوبلاژ شان را بر عهده داشته است.
اين دوبلور پيشكسوت با حضور در خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) از تاريخچه دوبله فيلم در ايران و خاطراتش سخن گفت.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 5:10  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی
|
نمی دانم امسال چه خبر است؟ ولی باز هم یه خبر درگذشت از جامعه هنری کشور
سیمین آقارضی نوازنده چیره دست قانون درگذشت. اهالی موسیقی خیلی خوب ایشون رو می شناسند و بقیه هم بی شک آثار این بانوی ایرانی رو بسیار و بارها و بارها
شنیده اند بدون این که بدانند سیمین آقارضی کیست.
... سال ها پیش آلبومی از ایشون منتشر شد به نام قانون که بیش... تر به نام قانون سیمین معروف شد. و تا مدت ها موسیقی زمینه بسیاری از برنامه های رادیو و تلویزیون بود. و به عنوان میان برنامه هم که تا دلتون بخواد پخش می شد.
او اولین کسی بود که پای خانم ها رو به نوازدگی قانون بازکرد و چه کار خوبی کرد. چون بعدها دیدیم که چقدر موفق بودند این خانم های نوازنده قانون. اصلا انگار نمی شود جور دیگری فکر کرد. الان بهترین نوازده های قانون خانم های هنرمندند . خانم ملیحه سعیدی ( که البته همسر ایشون هم از نوازندگان قانون بودند ) خانم پریچهر خواجه و ...
صدای قانون خانم آقارضی رو در این جا شنیده اید : سریال امام علی ، تنهاترین سردار، مسافر ری ، روز واقعه و بسیاری دیگر از کارهای تاریخی.این اواخر مجموعه ای منتشر شد به اسم گلنوش با نوازندگی پریچهر خواجه که شامل قطعات ساخته شده سیمین بود. هر چند که خود به خود گلنوش ادم را یاد خانم دیگری می اندازد. خانم گلنوش خالقی دختر مرحوم استاد روح الله خالقی که سال ها بعد از مرگ پدر کارهای ایشون را تنظیم و با آواز کاوه دیلمی منتشر کردند.
شخصا نمی دونستم که سیمین آقارضی ویولون هم می نوازند تا این که آلبوم های گروه پروپیمان مولانا به سرپرستی محمدجلیل عندلیبی منتشر شد. همان سال هایی که تازه به تازه و امان از جدایی علیرضا افتخاری به بازار اومد. و بعدها هم باقدسیان 1و 2. و آن جا در کنار نوازدگانی ویولونی مثل خانم مینو افتاده و دیگران نام سیمین هم دیده شد.
به هر حال حرف حرف میاره و گفتنی بسیاره . خدا انشاءالله رحمت کنه همه رفتگان رو.
از لینک پایین می تونید آلبوم جاودان قانون سیمین رو به صورت آنلاین گوش بدین.
توضیح:
همین قطعاتی که این جا شنیده می شه رو پریچهر خواجه هم اجرا کرده ولی مطمئنم که خودشون هم اذعان دارند که این کجا و آن کجا! چیز دیگری در نوازندگی سیمین بود.
نظر یکی از بازدیدکنندگان عزیز وبلاگ در مورد این نوشته :
دوست عزیزم سلام
میخواستم در مورد بند آخر مطلب قانون سیمین نکته ای رو خدمتت عرض کنم.
در
مقایسه کردن میبایست خیلی چیزارو در نظر بگیریم تا مقایسمون منطقی و درست
و عادلانه باشه. در اینکه استاد زنده یاد سیمین آقارضی نوازنده ای با
احساس و خوش تکنیک و توانمند بودند هیچ جای شکی وجود نداره امما یه چیزو
باید در نظر بگیریم و اون اینکه استاد سیمین اون قطعات رو زمانی اجرا کرده
که تجربه ای معادل یا بیشتر سن خانم خواجه داشته...! و سن استاد هم حدود
دوبرابر سن ایشون بوده!!! پس کمی مقایسه این دو با هم منطقی به نظر نمی
رسه. اما اگر نخوایم از حق بگذریم با توجه به اینکه من نت این قطعات رو در
کتاب گلنوش دیدم به جرات میتونم بگم من قانون نواز دیگری رو نمیشناسم که
بتونه این قطعات رو اجرا کنه. میشه اینجور قضاوت کرد که با توجه به زمانه
ای که استاد آقارضی در اون زندگی میکرده اجرای ایشون بیشتر دلیه و اجرای
خانم خواجه دلی- تکنیکی.
از اینکه در وبلاگت مطلبی در خصوص استاد بی بدیل سیمین آقارضی گنجوندی و یادی از این استاد گرانمایه کردی تشکر میکنم./
--------------------------------------------------------------------
توضیح : حقیقتش خیلی حرف و مطلب هست برا نوشتن در مورد هنرمندان عزیز قانون نوازمون. ولی حیف که فرصت زیادی در حال حاضر ندارم. ضمن تشکر از این دوستی که نظر دادن برای اونایی که نمی شناسن چند تا آلبوم معرفی می کنم.
خانم ملیحه سعیدی : گردآورنده مجموعه آوای قریه که شامل نواها و آواهای محلی از سراسر ایران بود که به شکلی کاملا فنی بازسازی شده و با اجرای گروه کر و خانم الهه حمیدی بازخوانی شده. جالبه که هر قطعه به یه لهجه متفاوت خونده می شه و با اندکی اغماض تقریبا گروه کر به خوبی تونستن از پس اجرای همه لهجه های شیرین ایرانی بر بیان.
در ادامه این مجموعه آلبوم "نوای روستا" و "آهوی وحشی" هم تقریبا با همون سبک و سیاق منتشر شد که می تونید گیربیارید و استفاده کنید.
"دلنوا" نام آلبومی است از تکنوازی های خانم سعیدی با ساز قانون
همچنین ایشون در آلبوم "ناز و نیاز" و "سفر عشق" "غوغای جان " با دکتر عبدالحسین مختاباد همراهی می کردند.
خانم پریچهر خواجه :
یکی از زیباترین اجراهای ایشون که همه شنیدین بخش ابتدای "آفتاب مهربونی" محمد اصفهانی تو آلبوم حسرت. هر چند اجرای ایشون طولانی نیست اما همون تک مضراب ها واقعا شنیدنیه. ( شعر اون قطعه از مرحوم زنده یاد قیصر امین پور )
در آلبوم تکرارنشدنی "تنها ماندم" محمد اصفهانی باز هم هنرنمایی پریچهر خواجه رو می تونین بشنوید.
همچنین در آلبوم "ماه غریبستان" قطعه " نامدگان و رفتگان" و " "
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 6:41  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی
|
در پیشخوان کتابخانه حوزه هنری بودم. و مثل بیشتر مواقع بدون هیچ گونه برنامه ریزی قبلی موضوعی به ذهنم می رسید و می رفتم سروقت کتاب ها برا انتخاب و این حرفا. معمولاْ همین جوری کتاب می خونم. گاهی وختا هم که به انقلاب می رم یهو یه کتابی با موضوعی جدید یا عنوانی نو به چشمم بخورد بعد از کمی این ور و اون ور کردن و کلنجار رفتن با خودم آخر سر اونو می خرم. البته بعضی وقت ها هم بدون هیچ گونه کلنجار ملنجاری فی المجلس تصمیم می گیرم و قال قضیه رو می کنم. آدم از کتاب خریدن تنها ضرر نمی کند ... .
... یکی از کتاب های انتخابی گویندگی رادیو تلویزیون بود نوشته رسول صفایی . بعد هم گویش های فارسی و ... دقیقا نمی دونم چی شد که رفتم فا/ فارسی - ضرب المثل و ... بعد هم اسم ۳ کتاب رو نوشتم:
فرهنگ مثل ها / فرهنگ لغات عامیانه / فرهنگ فارسی عامیانه
متاسفانه این ۳ تا جزو کتاب های مرجه بودند و نمی شد با خودم بیارمشون. چون آخر وقت بود همین جوری سرسری این فرهنگ فارسی عامیانه رو که دو جلد بود نگاه کردم. خیلی جالب بود اگر گیر اوردید حتما بخونید. به توضیحات بعضی از این اصطلاحات نگاه می کردم. کلماتی مثل : ورچلوزیدن / گیر و گراته پیدا کردن / هر در چنته داشتن به روی دایره ریختن / و از این حرفا
دو سه جایی از کتابی به اسم " حاجی دوباره " مثال آورده بود کنجکاو شدم حالا که اینو نمی تونم ببرم اون یکی کتاب رو ببرم. رفتم پایین و "حاجی دوباره " رو انتخاب کردم. نوشته جعفر شهری یا شهری باف
این نوع انتخاب کتاب ما هم شد نقل همون خسیس که رفت ماست بخره تا مثلا یه نونی بزنه تنگش و دلی از عزا در بیاره :
" ... مغازه اول رفت ٬ گفت ماست دارم عین پنیر. گفت خب حتما پنیر بهتر است ٬ می روم پنیر می خرم. رفت پنیر بخرد یارو پنیری گفت نگو پنیر بگو کره اعلا ! رفت کره بخرد ٬ صاب مغازه گفت کره دارم مثل روغن ناب ! گفت خب آدم عاقل که روغن ناب را ول نمی کند به کره بچسبد . حکماْ کره بهتر تره. دست آخر رفت که کره بخرد ... گفت چه بگویم ... کره نگو ... بگو آب ! کره ای به شما بدهم مثل آب روان و صاف.
القصه ... حاجی خسیسه رفت تو خونه نشست و پیاله ای آب آورد و نان به آب می زد و با اشتها نوش جان می کرد ... "
از حوزه زدم بیرون و مشغول خوندن کتاب شدم. تو اتوبوس قسمتی رو خوندم تا انقلاب. جالب بود متن بسیار گیرایی بود . بعداْ شستم خبردار شد که ای دل غافل این بابا همونیه که توی مصاحبه با آقای زرویی چندباری ازش یادشد. همون جعفر شهری که می گفت از اثر مصاحبت با این پیرمردای دل زنده من خیلی حرفای قدیمی و ضرب المثل ها رو یاد گرفتم و از این حرفا.
از انقلاب تا صادقیه را که خوشبختانه روی صندلی بودم ٬ شقی از کتاب رو خوندم. قلمش خیلی عالی بود . به صفحه ۲۵-۲۶ که رسیدم دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم آن قدر می خندیدم که این یاروکه روبروم نشسته بود فکر که نه حتماْ تو سرش خیال می کرد زبونم لال خُل شدم یا " مجنون نبودم مجنونم کردی ... " شدم!
ادامه دارد ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1384ساعت 10:6  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی
|