تبليغاتX
و یکی گفت ...

و یکی گفت ...

... و یکی گفت : راهی را برویم که حتما برسیم

خیلی دور ، خیلی نزدیک


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت 14:55  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

سهم اصلی همه جشن های این مملکت

20/1- ادامه تالار :

...

آصف غافلگیر شده است. اما روزبه آرام است.

روزبه : حیف که الان نمی تونم از این لعنتی بلندشم...

یعقوب  : گیرم تونستی... که چی؟

روزبه : ( همچنان آرام ) که رقصیدن یادت بدم ناشی! ( ناگهان چنان فریاد می کشد که نفس در سینه همگان حبس می شود ) من دیروز دست و پامو دادم که نسل امروز با آزادی دست و پاشو تکون بده. وقتی می بینم تو آزاد این وسط می چرخی ، تمام خستگیهام از تنم بیرون میره!

مردم! سهم اصلی تو این جشن عروسی و همه جشنای این مملکت مال منه! وقتی شما دارین با آزادی شادی می کنین، دارین سهم دست و پای منو به من می دین! شادی شما اول از همه حق منه بعد حق دیگرون!

من اگه هنوز غیرت داشته باشم، باید بیام پشت دیوار هر عروسی پاس بدم تا به شادی این آزادی کسی بی حرمتی نکنه! ( نفس عمیقی می کشد ، آرام زیر لب ) حتی اگه این شادی ، عروسی زن خودم باشه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 20:22  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

سرگذشت شوم دوست مظلوم م.م

کاش قیصر زنده بود و الان می دید سرنوشت مخاطب آن نامه منظوم که به برادر مظلومش م.م نوشته بود به کجا رسیده است!

محسن مخملباف مرد همیشه خبرساز دهه 60 و 70 و 80 که در هر دهه ای خبرسازی اش از جنس متفاوتی بوده است. اوایل دهه 60 با فیلم های به شدت اعتقادی و مذهبی چون "توبه نصوح" و "استعاذه" ، در دوره ای به خاطر شکل متفاوت و نگاه دیگری که تقریبا با "نوبت عاشق" آغاز شد. و دوره دیگری که با "سفر قندهار" رسما آغاز شد. او را در هر دوره به شکلی دیده ایم . با قیافه ای متفاوت چه در ظاهر ، چه در ایدئولوژی چه در کارهای هنری و نوشته ها و فیلمنامه ها چه در بیانیه ها و چه در نظراتی که درباره افراد می دهد، حتی بیان خاطراتش از افراد با چرخشی بسیار دیدنی (!) در مقایسه با اظهار ارادت های سال های پیشش کاملا مشهود است.

الان برادر مظلوم(!) ، تقریبا در همه فستیوال های بین المللی فیلم به همراه زن و فرزند حضور فعال دارد. بیانیه سیاسی می دهد ، با هر شبکه ای که به نوعی در اساسنامه اش (!) بویی از مخالفت با جمهوری اسلامی دیده می شود مصاحبه می کند. در راهپیمایی ها صدا کلفت می کند و گلو پاره می کند که واویلتا و قس علی هذا...

هنوز که هنوز است بزرگتر های ما که هیچ گاه در عمرشان نشستن در سالن سینما را تجربه نکرده اند ، اگر بگویی "توبه نصوح" ، به خوبی می توانند چزئیات فیلم محسن مخملباف را برایت شرح دهند. همین مسجد ما که در همان سال های اغازین دهه 60 شاید ده ها بار این فیلم را روی پرده پخش کرده است. و چقدر همه از تاثیر این فیلم سخن می گفتند. فیلمی با بازی "فرج الله سلحشور" .

اصلا آدمهای آن فیلم ها را پیگیری کنی خیلی جالب است . فیلم هایی که صدای "سید حسام الدین سراج" ان ها همراهی می کرد. و در نهایت خلوص ساخته شده بود. به جز مخملباف بعضی دیگر هم وارد این گونه فیلم سازی شده بودند. بازی "مجید مجیدی" را می توانید در همان فیلم ها ببینید ( که در یکی از فیلم ها در نقش شهید علی اندرزگو بازی کرده بود)

چند سال پیش کتابی از کتابخانه حوزه هنری امانت گرفتم به قلم آقای شیرمحمدی که از دختر لر شروه شده بود و تقریبا به پایان مدیریت آقای زم ختم می شد. البته آن کتاب کتابی بود که اگر می خواندی می گفتی همه هنرمندان ما بازیگران طرح های سازمان های جاسوسی آمریکا و انگلیس هستند. کتابی پر از اطلاعات مفید درباره تک تک فیلم ها ، کارگردانان ، و جریان های فکری حاکم بر سینمای ایران از آغاز تا زمان نگارش کتاب. البته این کتاب ( به نظر من ) خالی از تهمت و اهانت و خلط راست و دروغ و اظهار نظرهای صرفا شخصی نیست که ... حالا کار نداریم.

بخشی از این کتاب مفصلا به جریان حوزه هنری پرداخته است. از مدیریت محمدعلی نجفی ( کارگردان سریال سربداران ) گرفته تا محسن مخملباف و اصغر همت ( بازیگر نقش مروان در سریال امام علی ) و آقای زم. مصاحبه هایی هم در این کتاب انجام شده بود با اصغر همت و بعضی های دیگر.

شیرمحمدی را در حوزه دیدم ( مهرماه 1383 ) اما نشد که بپرسم استنادات آن کتاب از کجاست و یا هزارتا سوال دیگر. اما می دانم او جواب های زیادی آماده دارد و اطلاعات ذی قیمتی (!) درباره این دوست مظلوم م.م . بچه های حوزه خیلی بهتر می شناسند دوستان قدیمی خودشان را. یوسفعلی میرشکاک ، حسام سراج ، فرج الله سلحشور ، استاد گرمارودی، استاد علی معلم ، حسین خسروجردی ، مهدی کلهر ، محمدعلی نجفی ، خود آقای زم ، استاد حمید عجمی ، سهیل محمودی و ساعد باقری ، اصغر همت ، ...این ها خیلی خوب می توانند شرح دهند شاکله فکری محسن مخمباف از کجا تغییر یافت. و خیلی های دیگر هم می توانستند شرح دهند که دستمان از آن ها کوتاه است : قیصر امین پور ، سید حسن حسینی ، طاهره صفارزاده ، مهدی فتحی و ...

این ترانه بوی نان نمی‌دهد
بوی حرف دیگران نمی‌دهد
سفرهء دلم دوباره باز شد
سفره‌ای كه بوی نان نمی‌دهد
نامه‌ای كه ساده و صمیمی است
بوی شعر و داستان نمی‌دهد:
…با سلام و آرزوی طول عمر
كه زمانه این زمان نمی‌دهد
كاش این زمانه زیر و رو شود
روی خوش به ما نشان نمی‌دهد
یك وجب زمین برای باغچه
یك دریچه، آسمان نمی‌دهد
وسعتی به قدر جای ما دو تن
گر زمین دهد، زمان نمی‌دهد!
فرصتی برای دوست داشتن
نوبتی به عاشقان نمی‌دهد
هیچ كس برایت از صمیم دل
دست دوستی تكان نمی‌دهد
هیچ كس به غیر ناسزا تو را
هدیه‌ای به رایگان نمی‌دهد


این ها ابیات آغازین همان نامه منظوم قیصر است برای محسن مخملباف که خیلی های از همین نام خانوادگی اش در این شرایط برداشت های بسیار صریح و روشنی دارند : " مخمل باف " برداشت هایی به غایت متفاوت تر از نوع نگاهی که به این هنرمند انقلابی(!) در سال های اول پس از انقلاب بود.او دیگر از شیوه هنرمندانه برای بیان افکارش بسیار فاصله گرفته و صراحتا و در در مستقیم ترین شکل ممکن تمام آن چه را که خود سال ها ... محکوم می کند. و همه می دانیم که در عالم هنرمندی، بیان هر چه مستقیم تر باشد زودتر فنامی پذیرد و هرچه کلام خود خالق اثر بالاتر از اثر باشد یا جدای از اثر کلامش هرچه صریح تر باشد ، زودتر تصویر صاحب کلام را از ذهن همیشه هشیار مخاطب پاک می کند.

اصلا هر وقت من این چیزها را می بینم خیلی می ترسم. ما که هیچ کاره ای نیستیم ، اما با این حال و اوضاع ، حال و روز ما چه می شود ، خدا می داند.

همه این ها مقدمه ای (!) بود برای نوشته ای از محسن مومنی شریف که در سایت لوح منتشر شده با عنوان " در رهگذر عالم خاکی"

این نوشته درباره محسن مخملباف است از نگاه نویسنده آن. به همین خاطر عینا آن را در این وبلاگ نیاوردم چون ما هنوز این مشکل را با جامعه ی رسانه حل نکرده ایم که اگر نوشته یا حرفی از کسی نقل شد الزاما نظر منتشر کننده نیست. ( در جایی بدون اشاره یا ارجاع دقیق به شخصیت هایی اشاره شده که مخملباف از آنان تاثیر گرفته ، اما دلیل این که چرا این تاثیر می تواند به این پایه منحرف کننده باشد پرداخته نشده است . اشاره به مرحوم دکتر علی شریعتی)

اما نوشته آقای مومنی شریف


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 0:15  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

شعر تیتراژ پایانی سریال چهاردیواری

بخش دوم تیتراژهای نوروزی 1389 سیما :

شعر تیتراژ پایانی سریال چهاردیواری . شبکه اول سیما . کارگردان : سیروس مقدم

موسیقی : آریا عظیمی نژاد  / خواننده : پوریا نیک پور

شعر عبدالجبار کاکایی


------------------------------

درِ دنیا رو زدم بهم بگو جات کدومه

هی به من وعده نده امروز و فردات کدومه

پای موندن نداری یا دل رفتن نداری

گله پیش من نیار آخر حرفات کدومه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 0:50  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

شعر تیتراژ پایانی سریال زن بابا

سریال های امسال از خیلی از جنبه ها تونسته موفق تر از خیلی از سریال های سال های گذشته باشه. امسال شبکه تهران با سریال "دارا و ندار" ، شبکه یک با "چهار دیواری" و شبکه سه سیما هم با "زن بابا" وارد رقابت نوروزی خودشون شدن. شاید در فرصت دیگری به نقد این سریال ها بپردازم . ( مثلا طنز "درارا و ندار" که تقریبا همه  سریال فقط به طنزهای کلامی محدود شده و بعضی جاها بیانیه سیاسی می شود یا صرفا اعتراض نامه است بدون توجه به جنبه های فرمی و نگاه های هنری و بدون شناختن رسانه تلویزیون  )

اما عجالتا شعر تیتراژ پایانی این سه سریال رو تقدیم می کنم. امسال عبالجبار کاکایی عزیز ترانه سریال ها چهاردیواری و زن بابا رو سروده و تیتراژ "دارا و ندار" هم برگرفته از اشعار مولاناست.

بخش اول شعر تیتراژ پایانی سریال زن بابا با صدای امیرحسین مدرس عزیز

شعر : عبدالجبار کاکایی

موسیقی : حمیدرضا صدری

خواننده : امیرحسین مدرس


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم فروردین 1389ساعت 23:40  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

نگاهی به جدول فروش فیلم های سینمایی در سال 1388

 

 با نزدیک شدن به پایان سال 1388 خبرگزاری فارس آمار فروش فیلم های سینمایی در این سال رو جمع آوری کرده. شاید نگاهی به عناوین فیلم های پرفروش و به طور کلی میزان فروش فیلم های مختلف به نوعی ذائقه موجود مخاطب ایرانی رو به ما نشون بده. الان می شه فهمید مردم از چه نوع فیلمی خوششون میاد. ولی این همه ماجرا نیست. گاهی وقتا این فیلم سازها هستند که ذائقه رو تغییر میدن.

در این لیست خیلی بیشتر از این ها می شه کارکرد و تحلیل کرد و نتیجه گیری کرد. نمی دونم اصلا جایی و گروهی داریم برای این کارا یا نه همین جوری عین کشاورزی مون الله بختکیه!

حالا چرا کشاورزی؟ بحث این جاس که کشاورزی با خود کشاورزا مدیریت (!) می شه . مثلا اگه امسال سیب زمینی خوب بود سال بعد همه سیب زمینی ( سیب خاکی ) می کارن. اگه ذرت خوب بود ، ذرت می کارن . اگه سبزی امسال خوب بود سال بعد همه ، حتی نجارها هم به سبزی کاری رو میارن و بعد می بینی که هیچی بالکل بازار خراب شده. اصلا من نمی دونم چرا بحث به این جا کشیده شد. کشاورزا و به قول رایج "شهرستانیا" که جایی توی سینما ندارن. تازه اگر هم حضوردارن باید ابزاری باشن واسه تحقیر شدن ،  یا خودنمایی پایتخت نشین ها. اگر باشن اون چیزی که می بینیم یعنی بی سوادی ، عقب ماندگی و بدبختی و بیچارگی که نه این که نیست ولی همه ماجرا نیست. و ما ( نه تنها ما ) هیچ موقع سینمامون تصویر واقعی از جامعه مون نبوده ، به هزران دلیل موجه و غیر موجه ، به هزاران عذر بدتر از گناه ، به هزاران علت لاعلاج.

بگذریم . این هم آمار فروش سینما در سالی که گذشت:



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اسفند 1388ساعت 11:21  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

آن هایی که در سال 88 از میان ما رفتند

اصل این نوشته را از "تابناک" گرفتم و تابناک هم از "ایلنا" گرفته ، ولی خودم هم بخش هایی اضافه و یا کم کرده ام .

آن چه درباره فرامرز پایور ( مطلب داخل کروشه) ، حسین صبحدل ، شهریار فریوسفی ، محمود شاهرخی ، سیمین آقارضی ، بیژن ترقی، مهدی آذر یزدی می خوانید مطالبی است که این بنده اضافه کرده ام.

-----

سال 88 سال ازدست رفتن نام‌هاي بسياري بود. حوزه سينماو تئاتر 24 هنرمند، موسيقي 15 موسيقدان، هنرهاي تجسمي 9 هنرمند و ادبيات8 هنرمند را ازدست داد.رياحي، سحابي، مشكاتيان، پايور، پروانه، جلالي، داد، لايق و ايوبي، شباويز و ...
سال 88 از سالهايي بود كه به اهل هنر وفادار نبود. هنرمندان بسياري نيز از ميان جامعه‌ي هنري رخت بربستند. افرادي كه جاي خالي آنها را شايد تا پايان يك دهه آينده نيز نتوان پر كرد.

به گزارش ايلنا، در سال 89 ، 56 هنرمند در رشته‌هاي موسيقي، سينما و تئاتر، تجسمي و ادبيات؛ از دنيا رفتند. يك حساب سرانگشتي از درگذشت 4 هنرمند در هر ماه حكايت دارد كه در اين ميان سهم سينما از همه بيشتر بوده است. درميان متوفايان سال 88، 5 بازيگر و 6 كارگردان وجود دارد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 0:1  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

یک عمر زندگی . به بهانه تجلیل از استاد منوچهر اسماعیلی - بخش چهارم

بخش چهارم

منوچهر اسماعیلی کیست؟

توضیح عکس : خانم سلحشور ( همسر استاد اسماعیلی ) ، استاد منوچهر اسماعیلی و استاد چنگیز جلیلوند ( گوینده و مدیر دوبلاژ پیشکسوت ، گوینده نقش پدرخوانده با بازی مارلون براندو .  وحید جلیلوند گوینده و بازیگر اصلی سریال نردبام آسمان - غیاث الدین جمشید کاشانی - پسر ایشان است ) . عکس از : ابوالفضل نسایی . منبع عکس : ویکی پدیا فارسی

بارزترین و شاخص ترین قابلیت این استادبرجسته صنعت دوبلاژ ایران (توانایی و خلاقیت منحصر به فرد تولید صدابه تفکیک کاراکترهای فیلم) در چند نقش با کمترین ضریب خطا (نزدیک به صدای حقیقی بازیگر) در یک فیلم سینمائی می باشد، به گونه ای که هر بیننده و شنونده ای توان تشخیص این اصوات را نداشته و یا با زحمت فراوان قادر به شناسایی آن می باشند .

تجربه هاومشاغل استاد منوچهر اسماعیلی :



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 5:57  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

یک عمر زندگی . به بهانه تجلیل از منوچهر اسماعیلی - بخش سوم

بخش سوم

منوچهر اسماعیلی کیست؟


زمان عکس : اسفند1362 مربوط به روزهای تصویر برداری میرزا کوچک جنگلی . عکس از : یعقوب علیزاده . منبع ویکی پدیای فارسی

مصاحبه ها : مصاحبه با فریدون جیرانی در برنامه دوقدم مانده به صبح شبکه چهارم سیما

گزارس از خبرگزاری ایسنا 25 اردیبهشت 1388كد خبر: 8802-16761

گفته‌ها و ناگفته‌هاي منوچهر اسماعيلي ـ پيشكسوت دوبله‌ي ايران: 

توضیح : فقط بخش هایی که درباره استاد اسماعیلی یا بیان خاطرات است از گزارس ایسنا انتخاب شده است. ایشان نکاتی هم درباره مشکلات دوبلاژ بیان کردند که می توانید در منبع خبر مطالعه کنید.

منوچهر اسماعيلي با گذشت 50 سال حضور فعال در عرصه دوبله ايران، درباره‌ي موضوعاتي چون ورود خود به دوبله، وضعيت ترجمه‌ي فيلم‌ها و جذب گويندگان جديد در برنامه‌ي «دو قدم مانده به صبح» سخن گفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 5:31  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

یک عمر زندگی . به بهانه تجلیل از منوچهر اسماعیلی- بخش دوم

بخش دوم

منوچهر اسماعیلی کیست؟


نام اصلي: منوچهر

نام خانوادگي اصلي: اسماعیلی کرمانشاهی


مصاحبه ها : مصاحبه با ایسنا با "منوچهر اسماعيلي" شخصيتهاي ماندگار سينما را مرور مي‌كنيم / ‌١/

با "منوچهر اسماعيلي" شخصيتهاي ماندگار سينما را مرور مي‌كنيم / ‌٢/

خاطرات یک عمر با منوچهر اسماعیلی

گفت و گو از مسعود نجفی
سینمای ما - منوچهر اسماعيلي يكي از صداهاي ماندگار در دوبله فيلم در ايران متولد 8 فروردين 1318 در كرمانشاه است. او به جاي بسياري از بازيگران ايراني و خارجي صحبت كرده و به تدريج صدايش جزو شخصيت و ويژگي‌هاي فردي آن بازيگر شده است كه از جمله آنها مي‌توان به "آنتوني كويين"، "گريگوري پيك"، "چارلتن هستن"، "يول براينر، "ريچارد برتن"، "سيدني پوآتيه"، "پيتر فالك" و "مارچلوماستروياني" اشاره كرد.

"خاك"،"تنگنا"،"قيصر"،"بلوچ"،"داش آكل"،"حسن كچل"،"دايره مينا"،"سوته دلان"،"رضاموتوري"،"غزل"،"دايي جان ناپلئون"،"ضربت"،"خط قرمز"،"هزاردستان"،"تاراج"،"طلسم"،"مادر"،"بايكوت" ،"دستفروش"،"عروسي خوبان"،"پرستار شب"،"سرب"،"مهاجر"،"ردپايي بر شن"،"بهار"،"باي سيكل ران"،"دزد عروسك‌ها"،"حماسه مجنون"،"سرعت"،"امام علي(ع)"،"كاراگاه"،"دكل"،"ترن"،"دو خواهر"،"پهلوانان نمي‌ميرند" و"ناخدا خورشيد" ازجمله آثار ايراني هستند كه اسماعيلي در آنها نقش گفته و يا سرپرستي دوبلاژ شان را بر عهده داشته است.


اين دوبلور پيشكسوت با حضور در خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) از تاريخچه دوبله فيلم در ايران و خاطراتش سخن گفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 5:10  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

یک عمر زندگی . به بهانه تجلیل از استاد منوچهر اسماعیلی - بخش اول

بخش نخست

در یازدهمین جشن مجله دنیای تصویر از یک عمر فعالیت هنری منوچهر اسماعیلی دوبلور و مدیر دوبلاژ پیش کسوت تجلیل شد.

به همین بهانه با مروری به سایت های مختلف اینترنتی،  گزیده ای از زندگی نامه ، مصاحبه ها و یادداشت هایی درباره ایشان رو انتخاب کرده ایم که به علاقمندان هنر-صنعت دوبلاژ و علاقمندان سینما و تلویزیون تقدیم می گردد:

منوچهر اسماعيلي در سال 1318 متولد شد. او دوبله فيلم را از سال 1336 آغاز كرده و از سال 1342 كه دهه طلايي دوبله فيلم در ايران بود، مدير دوبلاژ بوده و گويندگي بسياري از نقش هاي اول را به عهده داشته است.

«گريگوري پك»، «چارلتن هستن»، «لارنس اليويه»، «سيدني پوآتيه»، «لارنس هاروي»، «رد استايگر»، «جيمز كاگني» و «مارچلو ماستروياني» شماري از اين نقش هاي اول است. اسماعيلي نخستين بار در سال 1340 به جاي آنتوني كوئين در فيلم «سندباد بحري» (ريچارد والاس 1947) صحبت كرد.

آنتوني كوئين در نقش فرعي بازي مي كرد و اسماعيلي در آن سال تحصيلات دبيرستان را به پايان رسانده بود. «ساعت بيست و پنج» (هانري ورنوي، 1967)، «راز سانتا ويتوريا» (استنلي كريمر، 1969) و «ارثيه خانواده فرامونتي» (مائورو بولوينيني، 1976) شماري از فيلم هاي است كه به جاي آنتوني كوئين دوبله كرده است. اسماعيلي به جاي ويليام هولدن در «جاسوس دوجانبه»/«خائن ساختگي» (جرج سيتون، 1962) نيز حرف زده است.

در سينماي ايران نخستين بار نام او در عنوان بندي فيلم «جاده مرگ» (اسماعيل رياحي، 1342) در مقام سرپرست گويندگان ثبت شده است. او كارش را با مديريت دوبلاژ فيلم هاي «ضربت» (ساموئل خاچيكيان، 1343) و «مرد نامرد» (سياوش شاكري، 1345) ادامه داد و همزمان با محبوبيت صداي او بر چهره پيتر فالك فيلم هاي بيك ايمانوردي را نيز دوبله مي كرد. بيك ايمانوردي بازيگر فيلم هاي حادثه اي بود و پس از «گدايان تهران» (‍محمد علي فردين، 1345) كه اسماعيلي به جاي او حرف زد در نتيجه استقبال عمومي از او در چنين نقشي، موفق شد در فيلم هاي ديگري با ارائه همان تيپ با همان دوبله به ايفاي نقش بپردازد.

تعدادی از فیلمهایی که اسماعیلی درآنها سخن گفته‌است عبارتند از: صدای مالک اشتردر سریال تلویزیونی امام علی ساخته داوود میرباقری، صدای اکبر عبدی، جمشید هاشم‌پورو محمدعلی کشاورز در فیلم مادر ساخته علی حاتمی، صدای پیتر سلرزدر فیلم  دکتر استرنجلاو به کارگردانی استنلی کوبریک، صدای حمزه در فیلم محمد رسول‌الله ، صداهای خان مظفر (بازی عزت الله انتظامی)، شعبان استخوانی (بازی محمدعلی کشاورز)، رضا تفنگچی (بازی جمشید مشایخی) در مجموعه تلویزیونی هزار دستان به کارگردانی علی حاتمی.

اسماعيلي در سال هاي پس از انقلاب به عنوان بازيگر در فيلم «سردار جنگل» و «ميرزا كوچك خان» (امير قويدل، 1363) و «شبهاي زاينده رود» (محسن مخملباف، 1369) بازي كرد، كه در اين كار خلاقيت چشمگيري هم ارز دوبله از خود نشان نداد.1



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 5:9  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

اشعار و پیام های تبریک عیدنوروز . متن تبریک عید. تک بیت برای سال نو

 نوروزتون خوش ، لبتون خندون و وجودتون غرق در شادی و نور باد. الی الأبد

- سلام بهار جان! خوش اومدی ، صفا اوردین ، بفرمایید. شرمنده کردید با این همه سرسبزی و شادی. تو رو خدا بفرمایید دم در بده.

- نه باید بروم . هنوز خیلی جاها مانده که باید سر بزنم. تازه سهم شادی دختر نرگس خانم هنوز مانده. فقط پول خرد داری؟ رفتن به اون جاها یه کم کرایه ش بالاس!

- ....!

- چه عطر شکوفه ای! زنده باشی بهار. سفر بی خطر.

--------------------------------------------------------------------------

به زودی .... به زودی ... پیام های تبریک سال نو با طبقه بندی شغل های مختلف ( شامل پیام های تبریک برای کارمندان ، معلم ها ، دانشجویان ، کشاورزان ، کسبه ، بازاریان ، طلاب ، تجار ، ایرانیان خارج نشین، آهنگرها ، نجار ها ، کامپیوتری ها ، برنامه نویس ها ، مدیران ، وزریران ، نقاشان ، خوشنویس ها ، سینماگرها ، آهنگ سازها ، خواننده ها ، نوازنده ها ، مجریان و گویندگان ، گریمورها ، دوبلورها ، منشی های صحنه ، تهیه کننده ها ، سینمادارها ، کارگردان ها ، وبلاگ نویس ها ، وب مسترها ، و غیره )


کلیک کنید >> دعاهای کودکانه برای سال جدید >>

متن تبریک به مناسبت سال نو. سال جدید. سال 89. اس ام اس . پیامک . sms عیدنوروز

*** این نوشته هر روز به روز آوری خواهد شد.

شعار سال جدید : راهی را برویم که حتما برسیم.


تک بیت ، شعر ، اس ام اس و پیام و متن تبریک برای عید نوروز

عید نوروز مبارک .

----------

* خیلی خودمونی و دوستانه

1- مر غ و خروس و اردک ، عید شما مبارک ( یه تک بیت قدیمی که از بس قدیمی و کودکانه و بی معنیه ، جالبه برا شروع یه تبریک دم عیدی )

2- نزديک عیده ،  توي خونه تکونيه دلت، مارو بيرون نکني!!! 1

3- سلام. ببخشید این وقت شب بیدارت کردم. خواستم یاد اوری کنم سال نو شده.... دیگه کم کم باید از خواب زمستونی بیدار شی5

4- آسمان را می خواهم برای عبور ، جاده باریکست .....
.
.
.
ماه را می خواهم برای نور ، راه تاریکست ......
.
.
.
تورو می خواهم برای نظافت ، عید نزدیکست .....
==== امیدوارم سال خوبی داشته باشد ====8

5- تو عید میوه ها گرون میشه ، قدر خودتو بدون گلابی !!!11

6-خونه تکونی نمی خواد ، یه کم خودتو تکون بده ، سال نو شد. آ بیا **

7-بهار بهار چه اسم آشنایی / صدات میاد اما خودت کجایی؟ ( محمدعلی بهمنی )

8 - من بهارم تو زمین ، من زمینم تو درخت ، من درختم تو بهار. ناز انگشتای بارون تو باغم می کنه. (احمد شاملو ) / بهارتون خوش

9- آخ که چه زود قلک عیدیامون / وقتی شکست با اون شکست دلامون. ( محمد علی بهمنی) / قلک دلتون پر از سکه های عشق! سال نو مبارک**

10- حیاط ما یه غربیل /باغچه ی ما یه گلدون /خونه ی ما همیشه /منتظر یه مهمون ( محمد علی بهمنی ) . عید تشریف بیارین . منتظریم. **

11- وا بکنیم پنجره ها رو یا نه؟ / تازه کنیم خاطره ها رو یا نه؟ / یا نه؟ دوست خوبم سال نوت مبارک. کجایی یا نه؟ **

کلیک کنید >> دعاهای کودکانه برای سال جدید >>


** نیمه جدی واسه یه کم غریبه تر ها یا بزرگترهای فامیل

1- ستاره بختتان بالا ، سپیده صبحتان تابناک ، سایه عمرتان بلند ، ساز زندگی تان کوک ، سرزمین دلتان سبز ، سال نو مبارک7

2- بهار يک نقطه دارد نقطه آغاز / بهار زندگيتان بي انتها باد / سال نو مبارک10

3- و طبیعت غزل نوشدن را سرود، این غزل زیبا را با تخلص بهار تقدیم شما می کنیم. سال نوتون مبارک.**


* شعر کهن . از شعرای بزرگ .

1- خسروا روزت همه نوروز باد    وز طرب شبهای عمرت روز باد

2- مبارکتر شب و خرمترین روز / به استقبالم آمد بخت پیروز / دهلزن گو دو نوبت زن بشارت/ که دوشم قدر بود امروز نوروز3

3- زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی / از این باد ار مدد خواهی جراغ دل برافروزی / چو گل گر خرده ای داری ، خدارا صرف عشرت کن / که قارون را ضررها داد سودای زراندوزی4

4- می بیغش است بشتاب ، وقتی خوش است بشتاب / سال دگر که دارد امید نوبهاری؟

5- به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی / به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی. (حافظ)

** شعر معاصر

1- بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگهای سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اينک بهار6

2- ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار
گر نکوبی شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ9


کلیک کنید >> دعاهای کودکانه برای سال جدید >>


------------

منابع :

1- http://emadahmadpour.parsiblog.com/-432155.htm وبلاگ عماد

2- انوری > دیوان اشعار > قصاید

3- سعدی > غزلیات

4- دیوان حافظ

5-http://ahmadighorve.blogfa.com/post-32.aspx الکوثر

6- احمد شاملو

7- http://ahmadighorve.blogfa.com/post-32.aspx الکوثر

8- http://juk.blogfa.com/cat-51.aspx 

9- احمد شاملو

10- http://raminmohseni.parsiblog.com/-858736.htm

11- http://3eke.blogfa.com/post-233.aspx

** اون جمله های که با ** تموم می شه رو خودم از خودم درکردم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 0:13  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  |