تبليغاتX
و یکی گفت ...

و یکی گفت ...

... و یکی گفت : راهی را برویم که حتما برسیم

The Chant

I know you,

Your eyes are host to the shining sun of the green morning of garden

I know you , your words are the keys to fit our locks


I know you, the creator and partner of brightness


Your arms are the bridge to the sight of GOD


--------

by : Master Mohammad Reza Shafiei Kadkani

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 3:9  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

احساس

گاهی وقت ها

احساس می کنم

مجسمه شده ام.

اما

به این دیوارها و موش ها و گوش ها

نمی شود اعتماد کرد

نه

من مجسمه نیستم

فقط

سرم "سنگینی" می کند

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 1:38  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

خانه برلب

دارم هوای صحبت پیمانه بر لب
دارم دعای دولت میخانه بر لب

بر لب نیارم نامی از بیگانه و خویش
تا می رود نامی از آن جانانه بر لب

در عاشقی شمع وفادارم که دارم
آتش برای خاطر پروانه بر لب

گر تیغ او از تن جداسازد سرم را
دارم به زیر تیغ او شکرانه بر لب

تا بوسه ای از آن لب شیرین بگیرد
بگرفته جان بی قرارم خانه بر لب

پر می کشم روزی چنان آه سحرگاه
از من نمی ماند بجز افسانه بر لب


غلامعلی حداد عادل
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 20:28  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

مسافر

یکی مُرد.

بردنش جهنم. 

ولی

هی پشت سرش نگاه می کرد

ببینه هنوز هم

مادرش

پشت سرش آب می ریزه؟



+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 19:25  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

برج های بی خاصیت

اصل این شعر به عربی سروده شد یعنی با تفکر عربی. به همین خاطر در برگردان فارسی آن در موادی،  واژها ، بار معنایی را که در زبان اصلی دارند از دست داده اند.

 لینک به شعر اصلی به زبان عربی :

 بروج عقیم - ( قلنی! یا مولود جارتنا! )

***

بگو! چگونه سخن بگویم

 

با شیخ هایی که ارتششان زنان هستند

 

و افتخارشان درازی آلت هایشان.

 

 

لذتشان رقص شمشیر با کفار است

و بهترین مرگ را زیر سایه شمشیرها آرزو می کنند -1

و تمام تلاششان بخشیدن گنجینه های نفتی

به مهمانان و حاضرین مجالس رقاصی است

 

بالاترین اعمالشان نزد خداوند

بالابردن بلندتریم برج های عالم است

و بزرگترین نخل های سنگی و خاکی

در جزیره های مصنوعی

 

برج هایی بی خاصیت

که نه برای دفع  دِین ها قابل اطمینانند

و نه برای پرداخت بدهکاری ها مناسب

 

نخل های سنگی زمینی

که از دوردست های فضا قابل رویت است

و در نگاه ماه و ابر قابل مشاهده

اما
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 18:52  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

بروج عقیم


قلنی!

کیف اتکلم الشیوخ

الذین جیوشهم النساء

و فخرهم طول الجهاز


حظهم ترقص السیف مع الکفار
و یطمحون خیر الموت تحت ظلال السیوف

جهدهم السخاء خزائن النفط ألی ضیوفهم
و الحاضرین حفلتهم الراقصه

و أفضل اعمالهم عند الله
اقامة أطول بروج العالم

و أکبر نخیل المرح

فی الجزائر المشعوذة


بروج عقیم

لا موثوق لدفع الدیون

و لا مطلوب لأسقاط القروض


نخیل المرح الأرضی

مرئی من دائرات الفضاء

معین فی نظرة القمر و العماء

و لکن

لا موثوق لدفع الدیون

و لا مطلوب لأسقاط القروض


فی حین

هولاء الشیوخ الذکی

یستجدون الفخر و الفخامة
یستجدون العزة و الکرامة
من حاضرین حفلتهم الراقصه
و صارخون خزائنهم الناقصه



و هنا المرح
للتحصیل علاقات المفقودة

هولاء الشیوخ الشایک

یستمسکون بالکلمات الخرافیة!

و علامات السیاسیة!



قلنی! یا مولود جارتنا!

کیف اتکلم الشیوخ

الذین جیوشهم النساء

و فخرهم طول الجهاز

فی حین

الأشجار فی شوارعنا

أقدم من شیخوخة عمارتهم

و اللعبات فی بیوتنا

أقدم من لعبة امارتهم




----------
اسماعیل غلامی حاجی آبادی 30 Aprill 2010

+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 20:47  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

الأمارات المتحده العربیه للولایات المتحده الأمریکیه

الأشجار فی شوارعنا

أقدم من شیخوخة امارتکم



+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 13:36  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

ما ایرانی ها!

باید به مژگان رُفت گرد از طور سینین

باید به سینه رفت زاینجا تا فلسطین

... جانان من اندوه لبنان کشت ما را

بشکست داغ دیر یاسین پشت ما را

***

کلا ما ایرانی ها را هیچ کس نمی تونه بشناسه، حتی خودمون

در سایت یوتیوب که به خاطر سیاست های غلط، عین خیلی از سایتای دیگه فعلا تو ایران ف ی ل ت ر شده ، یک کلیپی منتشر شده با عنوان "برادر گام برادر - همپای جلودار" . البته انتشار این کلیپ به شهریور 88 بر می گرده . من ندیده بودم تا امروز که یکی از دوستان عزیز در فیس بوک منتشر کرد.

خیلی تعجب کردم. وقتی می دیدم سرودی که سرتاسرش بوی انقلاب و امام و فلسطین و جهاد و لبنان می ده به این شکل روی تصاویری مربوط به حوادث بعد از انتخابات مونتاژ شده.

جالبه. این شعر پر است از اون چیزایی که تهیه کنندگان این کلیپ باهاش مخالفت می کنن.

از شاعر گرفته تا خواننده تا گوینده همه کسایی هستند که مواضعشون کاملا مشخص بوده توی این سال ها.

حمید ممتحنی معروف به "استاد حمید سبزواری" شاعر این سرود حماسی و تکرار نشدنی است. شعر بلندی با بیش از 50 بیت که بخش هایی از اون تو این سرود خونده شده ، با دکلمه فرج الله سلحشور ( کارگردان یوسف پیامبر  ) و آواز سید حسام الدین سراج عزیز ( که آن روز تنها 22 سال داست ) در آواز اصفهان و با ریتمی بسیار حماسی و شورانگیز

این سرود در آلبوم شماره یک نینوا از محصولات حوزه هنری در سال های آغازین انقلاب منتشر شد. شعر آن را استاد سبزواری در سال 1359 سروده بود که در همان سال هم اجرا و ضبط شده بود.

قبلا هم در جایی به این آلبوم اشاره کرده بودم. در این آلبوم همچنین فرج الله سلحشور مثنوی معروف استاد علی معلم دامغانی در مورد عاشورا را دکلمه کرده است : روزی که در جام شفق مل کرد خورشید / بر خشک چوب نیزه ها گل کرد خورشید

- شهر شهر خون است / کوچه خون است / لاله خون است

- گلبرگ سرخ لاله ها در کوچه های شهر ما بوی شهادت می دهد

لینک آلبوم در سایت سام الدین سراج : http://www.hesamseraj.com/Albums/Album_17.asp

این ها سرودهایی بود که تا سال ها سرمشق گروه های سرود مدارس و مساجد بود و همچنان یاداور روزهای سخت جنگ تحمیلی است.

اما همپای جلودار. آن قدر تلویزیون این سرود را پخش کرده بود که دیگه از دهن افتاده بود. ولی سال بود که خیلی ها آن را نشنیده بودن و یک آدم خلاق(!) اومد و اون رو چسبوند به راهپیمایی های بعد از انتخابات.

اما در این کلیپ خبری از بیت های اصلی این شعر نیست: جانان من اندوه لبنان کشت ما را / بشکست داغ دیر یاسین پشت ما را / جانان من برخیز بر جولان برانیم / زآنجا ز جولان تا خط لبنان برانیم / و ... ای یاوران باید ولی را یاوری کرد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 16:17  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

انگولک به جراید . شماره دو

اتیتر : برای بال زدن آسمان ملاکی نیست.

 منبع : وبلاگ غزلکده 2

نوشته : برادر عزیز و شاعر مرتضی آل کثیر

لینک : http://alekasir.blogfa.com

تاریخ انتشار : 15/1/1389

----------------------

اگر نیامدی ای بیقرار باکی نیست

شب از نیامدن آفتاب شاکی نیست!

کسی که از دل تاریکی ام خبر  می بُرد

نگفت با نفسم جز غم اصطکاکی نیست

جلوی غیرت پیچک به بر نگیر مرا

تو هرزه گردی و آغوشم اشتراکی نیست

به سر نبرده ایم تا مرا ورق بزنی

به نخل طبعی ِ من دست ِ سینه چاکی نیست

چقدر سبزی و پاییز می کنی بر تن

مگر (هلاکوی) طبع تو را هلاکی نیست؟

اگر تو  مستی مرگی خماری ام تا کی؟

مگر بجز تو در این شوره زار ،تاکی نیست؟

عطش تمامی دار و ندار پرواز است

برای بال زدن آسمان ملاکی نیست


-----------

یادداشت من:

اگر برای دیدن ما رنجه می کنی قدمی
ببخش در دل این غم سرا "فلاسکی" نیست

...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 1:26  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

شعر تیتراژ پایانی سریال چهاردیواری

بخش دوم تیتراژهای نوروزی 1389 سیما :

شعر تیتراژ پایانی سریال چهاردیواری . شبکه اول سیما . کارگردان : سیروس مقدم

موسیقی : آریا عظیمی نژاد  / خواننده : پوریا نیک پور

شعر عبدالجبار کاکایی


------------------------------

درِ دنیا رو زدم بهم بگو جات کدومه

هی به من وعده نده امروز و فردات کدومه

پای موندن نداری یا دل رفتن نداری

گله پیش من نیار آخر حرفات کدومه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 0:50  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

شعر تیتراژ پایانی سریال زن بابا

سریال های امسال از خیلی از جنبه ها تونسته موفق تر از خیلی از سریال های سال های گذشته باشه. امسال شبکه تهران با سریال "دارا و ندار" ، شبکه یک با "چهار دیواری" و شبکه سه سیما هم با "زن بابا" وارد رقابت نوروزی خودشون شدن. شاید در فرصت دیگری به نقد این سریال ها بپردازم . ( مثلا طنز "درارا و ندار" که تقریبا همه  سریال فقط به طنزهای کلامی محدود شده و بعضی جاها بیانیه سیاسی می شود یا صرفا اعتراض نامه است بدون توجه به جنبه های فرمی و نگاه های هنری و بدون شناختن رسانه تلویزیون  )

اما عجالتا شعر تیتراژ پایانی این سه سریال رو تقدیم می کنم. امسال عبالجبار کاکایی عزیز ترانه سریال ها چهاردیواری و زن بابا رو سروده و تیتراژ "دارا و ندار" هم برگرفته از اشعار مولاناست.

بخش اول شعر تیتراژ پایانی سریال زن بابا با صدای امیرحسین مدرس عزیز

شعر : عبدالجبار کاکایی

موسیقی : حمیدرضا صدری

خواننده : امیرحسین مدرس


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم فروردین 1389ساعت 23:40  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

بازخوانی غزل دل تنگی قیصر امین پور - بخش اول

خوشبختانه تونستم فایل pdf رو به متن تبدیل کنم. باز هم تشکر از "علی حکیمی" عزیز به خاطر یاداوری خوبش. هرچند باعث شد از خوابم بزنم و با اینکه دیشب تا صبح بیدار بودم و هنوز هم نخوابیدم بلند شم و با قیصر غزل دلتنگی بخونم ... تو قاف قرار من و من عین عبورم ! و الان ساعت 10 و 10 دقیقه است به وقت کوالالامپور

----------

  بازخوانی غزل دل تنگی قیصر امین پور

 

ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش

تو قاف قرار من و من عین عبورم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 5:44  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

یادی دوباره از قیصر

دوست جدید فیس بوکی مون جناب علی حکیمی که از هنرمندان عزیز هستند و نوازنده ویولن ، در یکی از پست هاشون تو فیس بوک،  بیتی از غزل دلتنگی قیصر رو نوشته بودند که به نظرم یکی از شاهکارهای قیصره. هرچه گشتم نتونستم متن اصلی خودم رو پیداکنم (!) . خب می دونید سر سهل انگاری های خودم و یه سری شیطنت های دیگران 1122 خیلی وقت پیش کلا رفت رو هوا. رو همین حساب مطالبش هم در دسترس نیست.

به هر حال گشتم و گشتم و توی بایگانی روزنامه فرهنگ جنوب ( مورخ 30 آبان 1386 ) همون نوشته رو پیدا کردم.

هر چند در چاپ روزنامه ای آن برخی فاصله گذاری ها رعایت نشده و چند تاغلط املایی هم دارد.

عنوان مطلب : بازخوانی غزل دلتنگی قیصر امین پور  ( لینک به صورت PDF باز می شود ) 

دانلود "بازخوانی غزل دلتنگی قیصر امین پور

و اما اصل غزل : تقدیم به یاران و وبلاگ نویسان "کپی پیستی" ، شیرین گفتاران بی منبع و مرجع!



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 5:10  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

آن هایی که در سال 88 از میان ما رفتند

اصل این نوشته را از "تابناک" گرفتم و تابناک هم از "ایلنا" گرفته ، ولی خودم هم بخش هایی اضافه و یا کم کرده ام .

آن چه درباره فرامرز پایور ( مطلب داخل کروشه) ، حسین صبحدل ، شهریار فریوسفی ، محمود شاهرخی ، سیمین آقارضی ، بیژن ترقی، مهدی آذر یزدی می خوانید مطالبی است که این بنده اضافه کرده ام.

-----

سال 88 سال ازدست رفتن نام‌هاي بسياري بود. حوزه سينماو تئاتر 24 هنرمند، موسيقي 15 موسيقدان، هنرهاي تجسمي 9 هنرمند و ادبيات8 هنرمند را ازدست داد.رياحي، سحابي، مشكاتيان، پايور، پروانه، جلالي، داد، لايق و ايوبي، شباويز و ...
سال 88 از سالهايي بود كه به اهل هنر وفادار نبود. هنرمندان بسياري نيز از ميان جامعه‌ي هنري رخت بربستند. افرادي كه جاي خالي آنها را شايد تا پايان يك دهه آينده نيز نتوان پر كرد.

به گزارش ايلنا، در سال 89 ، 56 هنرمند در رشته‌هاي موسيقي، سينما و تئاتر، تجسمي و ادبيات؛ از دنيا رفتند. يك حساب سرانگشتي از درگذشت 4 هنرمند در هر ماه حكايت دارد كه در اين ميان سهم سينما از همه بيشتر بوده است. درميان متوفايان سال 88، 5 بازيگر و 6 كارگردان وجود دارد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 0:1  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

معرفی کتاب های طنز در بازار نشر

سایت لوح به تازگی و به انتخاب فاضل ترکمن گزیده ای از آثار طنز را با عنوان "یك نمایشگاه و هزار خنده!" برای علاقمندان معرفی کرده است. این هم مقدمه فاضل ترکمن و نمایشگاه طنز :

مقدمه: ماشاءالله هزار ماشاءالله كمیت كتاب های طنز منتشر شده در كشورمان آنقدر زیاد (!) است كه مجبور شدیم از میان جنگل كتاب های طنز این مرز و بوم تعدادی را  گلچین  و به شما معرفی كنیم تا شما طنزپردازان و طنزدوستان كمی تا قسمتی از سردرگمی و سرگردانی «چی بخرم ؟ چی نخرم ؟»  نجات پیدا كنید و خدایی نكرده دچار یاس فلسفی-نمایشگاهی! نشوید. در ضمن گلچین هایمان را با توجه به قالب های مختف آثار طنز تقسیم بندی كردیم تا مبادا گیجتان كرده باشیم! باشد كه بدتان نیاید!

شعر طنز:

 

* گزینه اشعار طنز عمران صلاحی :: انتشارات مروارید.

* املت دسته دار :: سروده ناصر فیض :: انتشارات سوره مهر.

* اصل مطلب :: سروده ابوالفضل زوریی نصر آباد. انتشارات همشهری.

* زنبورهای عسل دیابت گرفته اند! :: سروده اكبر اكسیر :: نشر ابتكار نو.

* پسته لال، سكوت دندان شكن است :: سروده اكبر اكسیر :: انتشارات مروارید.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اسفند 1388ساعت 13:40  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

اشعار و پیام های تبریک عیدنوروز . متن تبریک عید. تک بیت برای سال نو

 نوروزتون خوش ، لبتون خندون و وجودتون غرق در شادی و نور باد. الی الأبد

- سلام بهار جان! خوش اومدی ، صفا اوردین ، بفرمایید. شرمنده کردید با این همه سرسبزی و شادی. تو رو خدا بفرمایید دم در بده.

- نه باید بروم . هنوز خیلی جاها مانده که باید سر بزنم. تازه سهم شادی دختر نرگس خانم هنوز مانده. فقط پول خرد داری؟ رفتن به اون جاها یه کم کرایه ش بالاس!

- ....!

- چه عطر شکوفه ای! زنده باشی بهار. سفر بی خطر.

--------------------------------------------------------------------------

به زودی .... به زودی ... پیام های تبریک سال نو با طبقه بندی شغل های مختلف ( شامل پیام های تبریک برای کارمندان ، معلم ها ، دانشجویان ، کشاورزان ، کسبه ، بازاریان ، طلاب ، تجار ، ایرانیان خارج نشین، آهنگرها ، نجار ها ، کامپیوتری ها ، برنامه نویس ها ، مدیران ، وزریران ، نقاشان ، خوشنویس ها ، سینماگرها ، آهنگ سازها ، خواننده ها ، نوازنده ها ، مجریان و گویندگان ، گریمورها ، دوبلورها ، منشی های صحنه ، تهیه کننده ها ، سینمادارها ، کارگردان ها ، وبلاگ نویس ها ، وب مسترها ، و غیره )


کلیک کنید >> دعاهای کودکانه برای سال جدید >>

متن تبریک به مناسبت سال نو. سال جدید. سال 89. اس ام اس . پیامک . sms عیدنوروز

*** این نوشته هر روز به روز آوری خواهد شد.

شعار سال جدید : راهی را برویم که حتما برسیم.


تک بیت ، شعر ، اس ام اس و پیام و متن تبریک برای عید نوروز

عید نوروز مبارک .

----------

* خیلی خودمونی و دوستانه

1- مر غ و خروس و اردک ، عید شما مبارک ( یه تک بیت قدیمی که از بس قدیمی و کودکانه و بی معنیه ، جالبه برا شروع یه تبریک دم عیدی )

2- نزديک عیده ،  توي خونه تکونيه دلت، مارو بيرون نکني!!! 1

3- سلام. ببخشید این وقت شب بیدارت کردم. خواستم یاد اوری کنم سال نو شده.... دیگه کم کم باید از خواب زمستونی بیدار شی5

4- آسمان را می خواهم برای عبور ، جاده باریکست .....
.
.
.
ماه را می خواهم برای نور ، راه تاریکست ......
.
.
.
تورو می خواهم برای نظافت ، عید نزدیکست .....
==== امیدوارم سال خوبی داشته باشد ====8

5- تو عید میوه ها گرون میشه ، قدر خودتو بدون گلابی !!!11

6-خونه تکونی نمی خواد ، یه کم خودتو تکون بده ، سال نو شد. آ بیا **

7-بهار بهار چه اسم آشنایی / صدات میاد اما خودت کجایی؟ ( محمدعلی بهمنی )

8 - من بهارم تو زمین ، من زمینم تو درخت ، من درختم تو بهار. ناز انگشتای بارون تو باغم می کنه. (احمد شاملو ) / بهارتون خوش

9- آخ که چه زود قلک عیدیامون / وقتی شکست با اون شکست دلامون. ( محمد علی بهمنی) / قلک دلتون پر از سکه های عشق! سال نو مبارک**

10- حیاط ما یه غربیل /باغچه ی ما یه گلدون /خونه ی ما همیشه /منتظر یه مهمون ( محمد علی بهمنی ) . عید تشریف بیارین . منتظریم. **

11- وا بکنیم پنجره ها رو یا نه؟ / تازه کنیم خاطره ها رو یا نه؟ / یا نه؟ دوست خوبم سال نوت مبارک. کجایی یا نه؟ **

کلیک کنید >> دعاهای کودکانه برای سال جدید >>


** نیمه جدی واسه یه کم غریبه تر ها یا بزرگترهای فامیل

1- ستاره بختتان بالا ، سپیده صبحتان تابناک ، سایه عمرتان بلند ، ساز زندگی تان کوک ، سرزمین دلتان سبز ، سال نو مبارک7

2- بهار يک نقطه دارد نقطه آغاز / بهار زندگيتان بي انتها باد / سال نو مبارک10

3- و طبیعت غزل نوشدن را سرود، این غزل زیبا را با تخلص بهار تقدیم شما می کنیم. سال نوتون مبارک.**


* شعر کهن . از شعرای بزرگ .

1- خسروا روزت همه نوروز باد    وز طرب شبهای عمرت روز باد

2- مبارکتر شب و خرمترین روز / به استقبالم آمد بخت پیروز / دهلزن گو دو نوبت زن بشارت/ که دوشم قدر بود امروز نوروز3

3- زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی / از این باد ار مدد خواهی جراغ دل برافروزی / چو گل گر خرده ای داری ، خدارا صرف عشرت کن / که قارون را ضررها داد سودای زراندوزی4

4- می بیغش است بشتاب ، وقتی خوش است بشتاب / سال دگر که دارد امید نوبهاری؟

5- به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی / به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی. (حافظ)

** شعر معاصر

1- بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگهای سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اينک بهار6

2- ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار
گر نکوبی شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ9


کلیک کنید >> دعاهای کودکانه برای سال جدید >>


------------

منابع :

1- http://emadahmadpour.parsiblog.com/-432155.htm وبلاگ عماد

2- انوری > دیوان اشعار > قصاید

3- سعدی > غزلیات

4- دیوان حافظ

5-http://ahmadighorve.blogfa.com/post-32.aspx الکوثر

6- احمد شاملو

7- http://ahmadighorve.blogfa.com/post-32.aspx الکوثر

8- http://juk.blogfa.com/cat-51.aspx 

9- احمد شاملو

10- http://raminmohseni.parsiblog.com/-858736.htm

11- http://3eke.blogfa.com/post-233.aspx

** اون جمله های که با ** تموم می شه رو خودم از خودم درکردم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 0:13  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

حضرت باران مجید اخشابی

حضرت باران 

کلیک کنید >>  دانلود حضرت باران با صدای مجید اخشابی


اول اول، آخر آخر ، باطن باطن، ظاهر ظاهر

ظاهر و باطن / زآدمی و جن / کیست مجاور / کیست مسافر

نيست تن آسان/ هستي از آن سان/ بلكه جز انسان/ نيست مجاور

باز به جز من / چون می روشن / کرده که در دم / قطع ره سر

گه به جوارم / گاه سوارم / بین به عیارم / نیست مزور

اول اول، آخر آخر ، باطن باطن، ظاهر ظاهر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اسفند 1388ساعت 14:45  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

زن فالگیر



نشست

نشست (زن) و ترس در دیدگانش بود

به فنجان واژگونم به دقت نگریست

گفت: پسرم اندوهگین مباش

پسرم عشق سرنوشت توست

پسرم عشق سرنوشت توست

پسرم به یقین شهید است

آن که در راه محبوب جان بسپارد

پسرم، پسرم

بسیار نگریسته ام و ستارگان را بسیار مرور کرده ام

اما فنجانی شبیه فنجان تو نخوانده ام

بسیار نگریسته ام و ستارگان بسیار را مرور کرده ام

اما غمی که مانند غم تو باشد نشناخته ام

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 16:20  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

قارئة الفنجان / من نزار قبانی


جَلَسَت والخوفُ بعينيها


تتأمَّلُ فنجاني المقلوب

قالت:

يا ولدي.. لا تَحزَن

فالحُبُّ عَليكَ هوَ المكتوب

يا ولدي،

قد ماتَ شهيداً

من ماتَ فداء للمحبوب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 16:19  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

پیامک های عاشورایی

/* /*]]>*/

* گيرم فرات بگذرد از خاک کربلا  / باور مکن که بگذرد از کربلا، فرات

* نیمی از خورشید در سیلاب خون افتاده بود / کاروان می برد نیم دیگر خورشید را

* چشم هاي خفته در خون شفق را وا کنيد / تا ببيند کهکشان پرپر خورشيد را

* زندگی در عذاب وجدان سوخت /در غروب امید کوچک ما / درِ گلخانه شهادت را / می گشاید کلید کوچک ما / با پیامی بزرگ همدست است / دست های شهید کوچک ما

* * گودال قتلگاه، پر از بوي سيب بود / تنها تر از مسيح، کسي بر صليب بود

* در همهمه ي حيرت و بي کسي ،دستان تهي مانده ي ما را ، از دامان بلند نگاهت ،کوتاه مکن / يا حسين!

* این پرچم عشق است که بر دوش من است؟ یا پاره ی قرآن که در آغوش من است؟ نه ، نه! بگذارید بگویم این کیست: شش ماهه گلِ سرخِ عطش نوش من است

* در پهنه ی دشت عشق ،جولان می داد،یک سینه عطش ، ندای ایمان می داد ، در هلهله ی شب زدگان ، می دیدم، خورشید به روی خاک ها، جان می داد!

* ای تیر! سوی مشک من این سان بلا مریز ،بر من ببار ، بهر خدا آب را مریز! هرچند،تیر، مشک و دلم را دریده است ، ای آب! همتی کن و ، تا خیمه ها ، مریز!

* ز شرم روی ماهش آب شد، آب / ز شوق دیدنش بی تاب شد ، آب /نه بر لب های خود آبی رسانید /  نه از لب های او سیراب شد ، آب

* آن نخل به خون تپیده را می بوسید /آن مشک ز هم دریده را می بوسید /خورشید، کنار علقمه خم شده بود /دستانِ ز تن بریده را می بوسید!

* کردند نگه هزار گنجینه به هم / هفتاد و دو دریا دل و یک سینه به هم / دین سست و ضعیف شد کمی خون می خواست / آغشته شدند سنگ و آیینه به هم

* وقتی که سر بریده دیدم در طشت / گفتید چه دیدی و چسان بر تو گذشت؟ / زیباتر از این ندیده بودم مردم / " سر بود و به نیزه نیز آراسته گشت"

* نازم به خورشیدى كه در شام غریبان/ بر نیزه ها قرآن به لب با ماه مى رفت / حتى سر بى پیكر غرقاب خونش / یك نیزه بالاتر ز دشمن راه مى رفت

* دلخون تر از ابر و طوفان /غمگین تر از باد و باران /مانده به راه برادر /تنهاترین چشم گریان

* بادها، نوحه خوان /بيدها، دسته زنجير زن /لاله‌ها، سينه‌زنانِ حرمِ باغچه /بادها، در جنون /بيدها، لاله‌گون / لاله‌ها، غرق خون /

* خيمه خورشيد سوخت / برگ‌ها، گريه‌کنان ريختند /آسمان، کرده به تن پیرهن تعزیه،/طبل عزا را بنواز ای فلک

* باران نيزه بود و سر شهسوارها  / جز تشنگی نکرد علاج خمارها

* با کاروان نيزه شبي را سحر کنيد / باران شويد و با همه تن گريه سر کنيد

* از من به کاتبان کتاب خدا بگو / تا مشق گريه را به ني خيزران کنند

* بين دو نهر، خضر شهادت به جستجو ست  / تا آب نوشد از لبت، اي چشمه ي حيات

* سرها ورق ورق، همه قرآن سرمدي ست / فالي زنيد و سوره ي ياسين بياوريد!

* هنگامه ي برون شدن از خويش، چون حسين / راهي برو که بگذرد از مسجدالحرام

* اين خطي از حکايت مستان کربلاست :  /ساقي فتاد، باده نگون شد، شکست جام!

* انگشت تو از دست چرا افتاده؟ / گل از چه ز شاخه ای جدا افتاده؟ /ای ناطق قرآن که جداگشته سرت؟ / بسم الله این سوره کجا افتاده؟

* در طلوع داغ اصغر ، استخوان اشک سرخ‏ / در گلوى چشم ما مى‏ماند اگر زينب نبود

* در شکست لشکر شمشیرها ، تیغ زبان / در نیام ادعا می ماند، اگر زینب نبود

* چه ظلمتی است در آن خیمه ؟ وای بر خورشید! / چه تشنگی است در این خیمه ؟ خاک بر سر آب!

* "تر" از آن بوسه که زینب به سرت زد بودی / "هیزمت وقفه در آتشکده مرگ انداخت"

* هر که آمد وحی در گوش کمان ها خواند و رفت / ماه "شش ماهه" ست شاید سوره خوان بعدی اش

* آن شب به نبضت گوش می داد آسمان هم / آیات توحید تو می بارید در آب

* یاد داری آسمان! با اختران "خورشید" گفت / وعده دیدار ما این بار روی نیزه ها!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 16:4  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

متن تبریک عید غدیرخم / پیام تبریک برای عید سعید غدیرخم

*** جدید >> کلیک کنید >>  اس ام اس و پیام تبریک عید نوروز سال 1389 >> پیامک عید نوروز 89

*** جدید >> کلیک کنید  >> اشعار و پیام های تبریک عیدنوروز >> تبریک سال نو

***  جدید >> کلیک کنید پیام تبریک برای عید << پیام تبریک سال نو

کلیک کنید >> دعاهای کودکانه برای سال جدید >>


اس ام اس و پیامک برای تبریک عیدغدیرخم

عید سعید غدیر مبارک باد  پيام هاي تبريك به مناسبت عيد غديرخم

 

با نزدیک شدن به عید بزرگ و شادی آفرین غدیرخم آمار بازدیدکنندگانی که به دنبال متن و پیام تبریک برای عیدسعید غدیرخم می گردند بالا رفته ، چند نمونه کوتاه از پیام های تبریک برای عیدغدیر آماده کردم که بعضیاش انتخابی از اشعار شاعران است و برخی ساختگی است. اگر پیام داشتید ، که حتما دارید برای ما بفرسیتید تا با نام خودتون در سایت قرار بدیم.

بر اساس آمار منتشر شده تعداد پیامک ها (اس ام اس sms ) ي ارسال شده در ايام عيدقربان ۹۰ ميليون بوده . حالا ببينيم اين تعداد براي عيد غدير خم چقدر مي شه! البته اگه سرورهاي اس ام اس مخابرات بتونه جوابگوي علاقه ايرانيان به نام و مرام مولا علي - عليه السلام -  باشه.

ياد حسين پناهي به خير! در قسمتي از سريال امام علي - عليه السلام - و در نقش ابن خباب مي گفت : در اين دنيا نفس بکشی و ارادتمند مرام علي نباشي به چه مي ارزي؟ ...

 

  کلیک کنید >> پيام هاي تبريك به مناسبت عيد غديرخم:>>> اس ام اس sms پیامک

 

*** جدید >> کلیک کنید >>  اس ام اس و پیام تبریک عید نوروز سال 1389 >> پیامک عید نوروز 89

*** جدید >> کلیک کنید  >> اشعار و پیام های تبریک عیدنوروز >> تبریک سال نو

***  جدید >> کلیک کنید پیام تبریک برای عید << پیام تبریک سال نو

کلیک کنید >> دعاهای کودکانه برای سال جدید >>




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 12:16  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  | 

بازخوانی غزل دل تنگی قیصر امین پور

 بازخوانی غزل دل تنگی قیصر امین پور

 

ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش

تو قاف قرار من و من عین عبورم

  

بازخوانی غزل دل تنگی قیصر امین پور

نوشته اسماعیل غلامی حاجی آبادی

 

زبان قیصر ، چه در دوبیتی های سال دورش ، چه در رباعی ها و غزل ها ، چه در نثر و چه در تمام فضاهایی که قلم زده یا سخن گفته ، زبان خاصی است، با نگاهی خاص.

 

تبم ترسم که پیراهن بسوزد

ز هُرم آه من آهن بسوزد

مرا فردوس می شاید که ترسم

دل دوزخ به حال من بسوزد

 

یا

 

پیشانی او به مرگ خندید ، شکافت

چون ماه ، که چون روی نبی دید شکافت

با دست نبی رقابتی داشت مگر؟

آن تیغ که پیشانی خورسید شکافت

 

این ها نمونه هایی است از زبان ویژه و نگاه منحصر به فرد او. به قول استاد مرتضی کاخی :"او همیشه در اشعارش چیزی برای غافلگیرکردن خواننده دارد" ( بررسی و نقد دفتر دستور زبان عشق /6 شهریور 1386)

 

در میان غزل های او ، به غزلی برمی خوریم با نام غزل دلتنگی. که به اتفاق آن را "دوباره" می خوانیم:

 

هرچند که دلتنگ تر از تُنگ بلورم

با کوه غمت ، سنگ تر از سنگ صبورم

 

واژگانی که او به کارگرفته مسحورکننده است. نه به این معنا که واژه ها و ترکیب ها ، واژه های نو یا ساخته او باشند، بلکه به خاطر استفاده از ساده ترین واژه ها درکنار هم برای رسیدن به یک ترکیب مفهومی و درعین حال در اوج بلاغت.

از طرفی شما مسحور کلام می شوید یا بهتر بگویم درگیر فضای معنایی اثر می شوید و از سویی محو این همه صنایع بدیع و دلربای ادبی به کار رفته در شعر او .

 

به واژه های دل تَنگ و تُنگ ، تنگ بلور و سنگ ، کوه غم و سنگ صبور ، یک بار دیگر دقت کنید.

 

 ادامه مطالب ...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 0:12  توسط اسماعيل غلامي حاجی آبادی  |